brush

نقد و بررسی

1:45 ب.ظ / 14 فروردین 1404

رابطه خارج از ازدواج: چرا وسوسه می‌شویم و چطور از آن دوری کنیم؟

جای تعجب است که علی‌رغم فراوانی خیانت در روابط زناشویی، آثار ادبی برجسته کمی به این موضوع پرداخته‌اند. این پدیده، که در جوامع مختلف رواج دارد، به ندرت به عنوان محور اصلی داستان‌ ها و رمان‌ ها قرار گرفته است. شاید این امر ناشی از تابوهای اجتماعی یا دشواری‌ های پرداختن به پیچیدگی‌ های عاطفی و اخلاقی این موضوع باشد. با این حال، واقعیت این است که خیانت، چه در قالب فیزیکی و چه عاطفی، تأثیرات عمیقی بر زندگی افراد و روابط آن‌ ها می‌گذارد. مطالعات آماری نشان می‌دهند که درصد قابل توجهی از افراد در طول زندگی خود تجربه خیانت را داشته‌اند. این آمارها، اهمیت پرداختن به این موضوع در آثار هنری و ادبی را دوچندان می‌کند. شاید نویسندگان با پرداختن به این موضوع، بتوانند زوایای پنهان و پیچیدگی‌ های روابط انسانی را به تصویر بکشند و به درک عمیق‌تری از این پدیده دست یابند. در نهایت، پرداختن به موضوع خیانت می‌تواند به عنوان یک آینه برای بازتاب واقعیت‌ های زندگی و روابط انسانی عمل کند.

 

تاریخ، گواهی بر وسوسه و قدرت

تاریخ، سرشار از داستان‌ های پرفراز و نشیب رهبرانی است که در برابر وسوسه تسلیم شده و روابط خانوادگی خود را قربانی هوس‌ های زودگذر نموده‌اند. از پادشاهان و امپراتوران قدرتمند گرفته تا رؤسای جمهور و نخست‌ وزیران، بسیاری از مردان و زنان صاحب نفوذ، در گرداب خیانت گرفتار شده و مسیر زندگی خود و اطرافیانشان را دستخوش تغییرات بنیادین کرده‌اند. این افراد، با وجود مسئولیت‌ های خطیر خود در قبال جامعه، نتوانسته‌اند در برابر جاذبه‌ های روابط خارج از چارچوب خانوادگی مقاومت کنند. این پدیده، محدود به جنسیت یا جایگاه اجتماعی خاصی نیست. هم مردان و هم زنان، در طول تاریخ، بارها در برابر وسوسه تسلیم شده و روابط عاطفی پایداری را به خاطر روابطی گذرا و هیجان‌انگیز قربانی کرده‌اند. از هنرمندان و نویسندگان گرفته تا سیاستمداران و رهبران مذهبی، هیچ قشری از جامعه در برابر این وسوسه مصون نمانده است. این امر نشان می‌دهد که وسوسه، قدرتی فراتر از جنسیت و جایگاه اجتماعی دارد و می‌تواند هر فردی را در هر موقعیتی به چالش بکشد. پیامدهای خیانت، تنها به روابط شخصی محدود نمی‌شود. در بسیاری از موارد، خیانت رهبران، تأثیرات عمیقی بر جامعه و حتی تاریخ یک ملت داشته است. تصمیمات و اقدامات ناشی از روابط خارج از چارچوب، می‌تواند منجر به تغییر مسیر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک کشور شود. در برخی موارد، این تصمیمات حتی منجر به جنگ و انقلاب شده است. بنابراین، خیانت رهبران، نه تنها یک مسئله شخصی، بلکه یک مسئله اجتماعی و تاریخی نیز محسوب می‌شود.

 

خیانت، سرابی فریبنده با عواقبی ناگوار

تصور دستیابی به خوشبختی ابدی از طریق روابط خارج از چارچوب ازدواج، اغلب یک توهم بیش نیست. آمارها نشان می‌دهند که کمتر از ۱۰ درصد از افراد خیانت‌کار، با شریک جدید خود ازدواج می‌کنند و از این میان نیز، سه چهارم آن‌ ها به جدایی ختم می‌شود. در واقع، خیانت تنها جایگزینی مشکلات موجود با مجموعه‌ای جدید از چالش‌ ها است. هیچ فردی قادر نیست تمام نیازهای عاطفی، جنسی و روانی دیگری را به طور کامل برآورده کند. داستان‌ های مشاهیر و افراد عادی، گواهی بر این مدعا است که خیانت، اغلب با پشیمانی و حسرت همراه است. آرنولد شوارتزنگر، بوریس بکر، جی-زی و کایل واکر، تنها نمونه‌ هایی از افراد مشهوری هستند که پس از خیانت، با عواقب ناگوار آن دست و پنجه نرم کرده‌اند. این پشیمانی، نه تنها به دلیل از دست دادن روابط عاطفی، بلکه به دلیل آسیب‌ های جبران‌ناپذیری است که به خانواده و عزیزان وارد می‌شود. عذاب وجدان، سایه‌ای سنگین است که همواره بر زندگی افراد خیانت‌کار سنگینی می‌کند. یکی از این افراد می‌گوید: “ای کاش می‌توانستم همه چیز را به عقب برگردانم … زندگی‌ام از آن زمان به بعد به جهنم تبدیل شد. هنوز هم درد می‌کشم … این درد هرگز از بین نمی‌رود، مثل عذاب وجدانی که با من است.” این جملات، عمق پشیمانی و رنجی را نشان می‌دهد که خیانت به همراه دارد.

 

چرا وسوسه می‌شویم؟

انسان‌ ها به دلیل ماهیت خود، مستعد تجربه وسوسه هستند. این تمایل، نه تنها در مردان، بلکه در زنان نیز وجود دارد و عوامل متعددی در بروز آن نقش دارند. سه سوگیری اساسی، افراد را به سمت خیانت سوق می‌دهد: سوگیری اول، تمایل به نوآوری و تنوع است. انسان‌ ها به طور طبیعی به دنبال تجربیات جدید و هیجان‌انگیز هستند و این امر می‌تواند آن‌ ها را به سمت روابط خارج از تعهد سوق دهد. سوگیری دوم، احساس ناامنی و نیاز به تأیید است. افرادی که احساس می‌کنند در روابط خود مورد توجه و قدردانی قرار نمی‌گیرند، ممکن است به دنبال تأیید و توجه در روابط دیگر باشند. سوگیری سوم، فرصت و دسترسی است. هرچه فرصت‌ های بیشتری برای برقراری روابط خارج از تعهد وجود داشته باشد، احتمال بروز خیانت نیز افزایش می‌یابد. علاوه بر سوگیری‌ های ذکر شده، عوامل دیگری نیز در بروز وسوسه نقش دارند. این عوامل شامل عدم رضایت از رابطه فعلی، مشکلات ارتباطی، کمبود صمیمیت، احساس تنهایی و نارضایتی جنسی هستند. همچنین، عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز می‌توانند در بروز خیانت تأثیرگذار باشند. برای مثال، در برخی جوامع، خیانت مردان نسبت به زنان بیشتر پذیرفته می‌شود و این امر می‌تواند زمینه‌ساز بروز خیانت در مردان شود. مقابله با وسوسه، نیازمند خودآگاهی و تلاش آگاهانه است. افراد می‌توانند با تقویت ارتباط با شریک زندگی، افزایش صمیمیت و حل مشکلات ارتباطی، از بروز خیانت پیشگیری کنند. همچنین، تقویت ارزش‌ های اخلاقی و تعهد به روابط، نقش مهمی در مقابله با وسوسه ایفا می‌کند. در صورت بروز وسوسه، افراد می‌توانند با صحبت کردن با شریک زندگی یا مراجعه به مشاور، از بروز خیانت جلوگیری کنند.

 

۱. سازگاری لذت‌جویانه (Hedonic adaptation)

پدیده سازگاری لذت‌جویانه، حقیقتی روانشناختی است که نشان می‌دهد احساس خوشی ناشی از تجربیات جدید، گذرا و موقتی است. این مفهوم توضیح می‌دهد که چرا هیجان ناشی از ملاقات با فرد جدید یا دستیابی به یک هدف، پس از مدتی فروکش کرده و فرد به سطح پایه احساسی خود بازمی‌گردد. به عبارت دیگر، انسان‌ ها به سرعت به شرایط جدید عادت می‌کنند و احساسات مثبت اولیه، جای خود را به احساسات عادی و روزمره می‌دهند. این پدیده، در واقع، نوعی مکانیسم دفاعی است که به انسان‌ ها کمک می‌کند تا با تغییرات محیطی سازگار شوند و از غرق شدن در احساسات شدید جلوگیری کنند. با این حال، آگاهی از سازگاری لذت‌جویانه می‌تواند به ما کمک کند تا انتظارات واقع‌بینانه‌تری از تجربیات جدید داشته باشیم و از جستجوی دائمی برای خوشبختی در عوامل بیرونی خودداری کنیم. به جای تکیه بر عوامل بیرونی، تمرکز بر رشد شخصی، روابط معنادار و قدردانی از لحظات حال، می‌تواند به ایجاد احساس خوشبختی پایدارتر کمک کند.

 

۲. ملال (Boredom)

انسان‌ ها، به طور غریزی، از یکنواختی و سکون گریزانند. مطالعات نشان داده‌اند که بسیاری از افراد، حتی حاضرند به خود شوک الکتریکی وارد کنند تا اینکه در تنهایی و ملال، غرق در افکار خود شوند. این میل به هیجان و تنوع، می‌تواند یکی از عوامل زمینه‌ساز خیانت باشد. خیانت، با ایجاد حس تازگی و ماجراجویی، به نوعی فرار از این ملال و یکنواختی تبدیل می‌شود. در واقع، خیانت می‌تواند به عنوان یک راهکار ناخودآگاه برای رهایی از احساس کسالت و روزمرگی در یک رابطه تلقی شود. افرادی که در روابط خود احساس بی‌انگیزگی و سکون می‌کنند، ممکن است به دنبال تجربه‌ های جدید و هیجان‌انگیز در خارج از رابطه باشند. این تجربه‌ ها، با ایجاد حس تازگی و ماجراجویی، به طور موقت از احساس ملال و یکنواختی رهایی می‌بخشند. با این حال، باید توجه داشت که خیانت، راه حلی پایدار برای فرار از ملال نیست و می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای روابط و زندگی افراد به همراه داشته باشد. برای مقابله با احساس ملال در روابط، بهتر است به دنبال راه‌ های سالم و سازنده‌ای مانند ایجاد تنوع در فعالیت‌ ها، تقویت ارتباط عاطفی و گفتگو با شریک زندگی بود.

 

۳. سوگیری منفی (Negativity bias)

ذهن انسان، به طور طبیعی، تمایل بیشتری به ثبت و یادآوری تجربیات ناخوشایند دارد. این پدیده، که به عنوان “سوگیری منفی” شناخته می‌شود، باعث می‌شود که حتی در دوران کودکی شاد، خاطرات تلخ بیشتر در ذهن باقی بمانند. این گرایش، در بزرگسالی نیز ادامه یافته و باعث می‌شود که افراد بیشتر بر جنبه‌ های منفی زندگی تمرکز کرده و به آن‌ ها نشخوار ذهنی بپردازند. این سوگیری، نوعی مکانیسم دفاعی ناخودآگاه است که به منظور اجتناب از تکرار تجربیات منفی، در ذهن شکل می‌گیرد. با این حال، تداوم این الگو، می‌تواند منجر به ایجاد احساسات منفی، اضطراب و افسردگی شود. ذهن، با تمرکز مداوم بر نقاط ضعف و کاستی‌ ها، این باور را تقویت می‌کند که “همواره مشکلی وجود دارد” و باید آن را برطرف کرد. برای مقابله با سوگیری منفی، لازم است که آگاهانه تلاش کنیم تا توجه خود را به جنبه‌ های مثبت زندگی نیز معطوف کنیم. ثبت و یادآوری لحظات خوشایند، قدردانی از داشته‌ ها و تمرکز بر نقاط قوت، می‌تواند به ایجاد تعادل در ذهن و کاهش اثرات سوگیری منفی کمک کند.

حفظ روابط پایدار، به‌ ویژه در دراز مدت، مستلزم تلاش و تعهد است. روزمرگی‌ ها، مسئولیت‌ های مشترک و تکرار، به‌ تدریج می‌توانند شور و هیجان اولیه را کمرنگ کنند. این امر، گاهی افراد را به جستجوی تنوع و تازگی در خارج از چارچوب رابطه ترغیب می‌کند، غافل از اینکه خیانت، اغلب سرآغاز مسیری پر پیچ‌ و خم و دردناک است. آمارها نشان می‌دهند که خیانت، یکی از اصلی‌ترین عوامل فروپاشی زندگی زناشویی است. حتی اگر خیانت آشکار نشود یا مورد بحث قرار نگیرد، تاثیرات مخرب آن بر روابط، غیرقابل‌ انکار است. طلاق، به‌ عنوان پیامد احتمالی خیانت، نه‌ تنها هزینه‌ های مالی گزافی را به همراه دارد، بلکه زندگی اجتماعی و خانوادگی افراد را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. از این رو، متخصصان حوزه خانواده، طلاق را به‌ عنوان آخرین راهکار توصیه می‌کنند، چرا که پشیمانی پس از آن، امری رایج است.

به‌ جای جستجوی راه‌حل‌ های کوتاه‌ مدت و پرخطر، توصیه می‌شود زوج‌ ها برای احیای روابط خود تلاش کنند. گفتگوهای صادقانه، تجدید خاطرات مشترک و برنامه‌ریزی برای فعالیت‌ های متنوع، می‌توانند به ایجاد صمیمیت و افزایش رضایت در زندگی مشترک کمک کنند. همچنین، در صورت نیاز، مراجعه به مشاوران خانواده می‌تواند راهگشا باشد.

 

مقابله با وسوسه | گام‌هایی به سوی استحکام روابط

هنگامی که با وسوسه‌ای جدید روبرو می‌شوید، اولین قدم، ارزیابی منصفانه و واقع‌بینانه از روابط موجود است. به جای تمرکز بر جذابیت‌ های ظاهری وسوسه، به ارزش‌ های عمیق رابطه‌تان، مانند امنیت، تاریخچه مشترک، عشق و صمیمیت، توجه کنید. این ارزش‌ ها، گنجینه‌ هایی هستند که به سادگی در روابط جدید یافت نمی‌شوند. در صورت وجود مشکلات در رابطه‌تان، از گفت‌وگو با همسرتان دریغ نکنید. خواسته‌ های خود را مطرح کنید و در صورت نیاز، از مشاوره زوج‌ درمانی بهره بگیرید. به یاد داشته باشید که رفع مشکلات درونی، بهترین راه برای مقابله با وسوسه‌ های بیرونی است. همچنین، به پیامی که وسوسه به شما منتقل می‌کند، توجه کنید. شاید این وسوسه، نشانه‌ای از نیاز شما به هیجان، خلاقیت یا تنوع در زندگی باشد. به جای خیانت، راه‌ های سازنده‌تری برای ارضای این نیازها پیدا کنید. به عواقب جبران‌ناپذیر خیانت، مانند طلاق پرهزینه و آسیب‌ های عاطفی، آگاه باشید. به یاد داشته باشید که وسوسه‌ ها، اغلب تصویری ایده‌آل و غیرواقعی از روابط جدید ارائه می‌دهند. در حالی که واقعیت، می‌تواند بسیار متفاوت و ناامید کننده باشد. با تمرکز بر ارزش‌ های روابط موجود و رفع مشکلات درونی، می‌توانید از وسوسه‌ ها عبور کرده و روابط خود را مستحکم‌تر کنید.

 

رابطه خارج از ازدواج | توهمی پوچ و فریبنده

به دور از تصورات رمانتیک، روابط خارج از ازدواج اغلب چیزی جز سرابی مملو از اضطراب، ناامنی و پشیمانی نیست. این روابط، که غالباً بر پایه هیجانات زودگذر بنا می‌شوند، به ندرت به خوشبختی پایدار منجر می‌شوند و در عوض، آسیب‌ های روحی و عاطفی عمیقی را به همراه دارند. این روابط، که ریشه در نارضایتی‌ های عاطفی، کمبودهای ارتباطی یا جستجوی هیجان دارند، عموماً با پنهان‌ کاری، دروغ و احساس گناه همراه هستند. این عوامل، به‌ تدریج، فضایی آکنده از بی‌اعتمادی و ناآرامی را ایجاد می‌کنند که در آن، خبری از آرامش و خوشبختی واقعی نیست. آیا می‌توان پایانی خوش برای این روابط متصور شد؟ واقعیت آن است که در اغلب موارد، این روابط با تلخی و پشیمانی به پایان می‌رسند و زخم‌ های عمیقی بر جای می‌گذارند. به جای جستجوی خوشبختی در روابط پنهانی و ناپایدار، بهتر است به دنبال حل مشکلات و تقویت روابط موجود باشیم. صداقت، تعهد و تلاش برای بهبود، کلید دستیابی به آرامش و رضایت واقعی در زندگی زناشویی است.

اشتراک گذاری:

پیمان زنگنه

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

با عضویت در خبرنامه آلفامگ، اولین نفری باشید که از تازه‌ترین اخبار فناوری، بررسی‌ها و آموزش‌های دیجیتال مطلع می‌شود!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *