استیو ویتکاف، از برجستهترین فعالان عرصه معاملات ملکی در نیویورک، شخصیتی متمایز و به دور از عرف دیپلماتیک دارد. با این وجود، در دور دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، او در کانون برخی از پیچیدهترین تعاملات بینالمللی قرار گرفته است؛ از جمله گفتگوهای حساس میان ایران و ایالات متحده، مذاکرات اسرائیل با حماس و کشورهای عربی، و همچنین رایزنی های مربوط به مناقشه اوکراین و روسیه. با توجه به نقش محوری ویتکاف در این عرصه، بررسی رویکرد او در مذاکرات حائز اهمیت است. سبک مذاکراتی وی، شباهت های قابل توجهی با شیوه تعاملات ترامپ از خود نشان میدهد، که این امر میتواند در درک پویایی های این مذاکرات بینالمللی، روشنگر باشد.
استیو ویتکاف کیست؟
استیو ویتکاف، شخصیتی که آوازهاش پیشتر در پهنه معاملات کلان املاک پیچیده بود تا آسمان سیاست، اکنون با کولهباری از تجربه در قراردادهای پر مخاطرهی ملکی، رویکردی هوشمندانه و عملگرایانه را به میدان دیپلماسی عرضه داشته است. در سال ۲۰۲۵، انتصاب او از سوی دونالد ترامپ به عنوان نمایندهی ویژه در خاورمیانه رقم خورد و از آن زمان تاکنون، ویتکاف نقشی محوری در رایزنی های مربوط به آتشبس و مذاکرات ظریف ژئوپولیتیکی ایفا نموده است. باور بر این است که پیشینهی او در دنیای املاک، با چالش های منحصر به فرد خود، به او توانایی تحلیل عمیق مسائل پیچیده و یافتن راهکارهای نوآورانه را بخشیده است. حضور او در این جایگاه حساس، نمایانگر گرایشی به استفاده از تخصص های گوناگون در راستای پیشبرد اهداف سیاست خارجی است و نشان میدهد که تجارب کسب شده در عرصه های غیرسیاسی نیز میتوانند در حل منازعات بینالمللی کارآمد واقع شوند.
مروری اجمالی بر زندگی استیون ویتکاف
استیون چارلز ویتکاف، متولد 15 مارس 1957، شخصیتی برجسته در آسمان املاک و مستغلات ایالات متحده آمریکا محسوب میشود. وی که دانشآموخته رشته حقوق از دانشگاه هوفسترا است، فعالیت حرفهای خود را به عنوان وکیل متخصص در زمینه املاک آغاز نمود. نقطه عطف کارنامه او، تاسیس “گروه ویتکاف” در سال 1997 بود؛ یک شرکت خصوصی سرمایهگذاری و توسعه املاک مستقر در نیویورک که او در حال حاضر ریاست هیئت مدیره و سمت مدیرعاملی آن را بر عهده دارد.
دستاوردهای شاخص و ارتباطات کلیدی
کارنامه حرفهای ویتکاف مملو از دستاوردهای چشمگیر است که از آن جمله میتوان به بنیانگذاری “گروه ویتکاف” و مشارکت فعال این شرکت در پروژه های عظیم ساختمانی، نوسازی و تغییر کاربری بناها در نیویورک و سایر شهرهای مهم نظیر میامی و لاس وگاس اشاره نمود. از پروژه های شاخص تحت رهبری او میتوان به تملک و احیای “ساختمان وولورث” در منهتن و توسعه برج های مسکونی اشرافی همچون “111 خیابان موری” و “150 خیابان چارلز” یاد کرد. علاوه بر فعالیت های تجاری موفق، ویتکاف از دیرباز روابط دوستانه و کاری نزدیکی با دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، داشته و اکنون نیز به عنوان یکی از چهره های مورد اعتماد او در عرصه دیپلماسی ایفای نقش مینماید.
ویژگی های کلیدی سبک مذاکره استیو ویتکاف
اکنون به واکاوی خصایص محوری رویکرد مذاکراتی استیو ویتکاف میپردازیم؛ خصوصیاتی که چه بسا در تعارض با اصول مرسوم دیپلماسی قرار گیرند.
1. بیان شفاف و قاطعانه
شخصیت ویتکاف با صراحت لهجه و اجتناب از تشریفات مرسوم اداری شناخته میشود. در اوایل سال 2025، گزارش هایی نمایانگر آن بود که وی در تعاملات خود با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، روندی قاطع و بدون انحراف را پیش گرفته و بهطور موثر در دستیابی به آتشبس و آزادی گروگان ها میان اسرائیل و حماس ایفای نقش نموده است. این رویکرد مستقیم و بدون ملاحظه، که از ویژگی های بارز ویتکاف است، در موقعیت های حساس و پر مخاطره، نتایج ملموسی را به همراه داشته و توانایی او را در مدیریت بحران ها و دستیابی به توافقات مهم به اثبات رسانده است.
«نحوه بیان او صریح و بیپرده است، گویی در حال مذاکره بر سر یک ملک تجاری است. این نوع تعامل، دیپلماسی به مفهوم مرسوم آن تلقی نمیشود؛ با این حال، در برخی موارد اثربخش واقع میشود.» این توصیفی است که یکی از دیپلمات های نزدیک به ویتکاف در مورد شیوه ارتباطی او ارائه میدهد. این دیدگاه نشان میدهد که ویتکاف در تعاملات خود از رویکردی مستقیم و عملگرایانه بهره میبرد، که ممکن است با پروتکل های سنتی دیپلماتیک فاصله داشته باشد. با این وجود، همین صراحت و شفافیت میتواند در شرایط خاص، به دستیابی به نتایج مطلوب کمک کند. به نظر میرسد که اطرافیان او نیز ضمن آگاهی از این ویژگی منحصر به فرد، به کارایی آن در موقعیت های مقتضی اذعان دارند.
2. نگاه معاملهمحور
ویتکاف، با کولهباری از تجربه در عرصه معاملات املاک، نگرشی مبتنی بر سود و زیان به دیپلماسی دارد. او در هر تعاملی به دنبال شناسایی اهرم های فشار، تعیین نتایج مشخص و ارزیابی ذینفعان و متضررین احتمالی است. این طرز تفکر در مذاکرات مربوط به مناسبات ایالات متحده و روسیه نیز به وضوح قابل مشاهده بود؛ آن جا که او پیشنهاداتی مناقشهبرانگیز همچون سازش ارضی در اوکراین را مطرح نمود. این امر نمایانگر آن است که ویتکاف برای رسیدن به اهداف مورد نظر، آمادگی دارد تا شیوه های غیرمعمول و بدیعی را بیازماید. او با این دیدگاه معاملاتی، تلاش میکند تا با سنجش دقیق منافع و هزینه ها، به توافقاتی دست یابد که حداکثر دستاورد را برای طرف ذینفع به همراه داشته باشد، حتی اگر این امر مستلزم عدم استفاده از رویه های مرسوم باشد.
3. تأکید بر روابط شخصی
ویتکاف، فراتر از یک همپیمان سیاسی، از دیرباز با رئیسجمهور سابق ایالات متحده، دونالد ترامپ، پیوند دوستانهای مستحکم داشته است. این نزدیکی و اعتماد متقابل، به طرز بارزی در شیوه دیپلماسی او نمود پیدا میکند. وی معتقد است که بنیان موفقیت در مذاکرات، بر روابط بین شخصی استوار است و از این رو، تعاملات خصوصی و غیررسمی را بر گفتوگوهای رسمی و تشریفاتی ارجحیت میدهد. مهارت او در ایجاد و حفظ روابط شخصی، نقش کلیدی در میانجیگری های منطقهای ایفا کرده است. به عنوان مثال، در مذاکرات میان حماس و اسرائیل، اتکا وی بر روابطش با قطر، امارات متحده عربی و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر وقت اسرائیل، بسیار حائز اهمیت بود. به همین ترتیب، در مذاکرات میان روسیه و اوکراین، تعاملات شخصی او با طرف روسی، نقشی برجسته در پیشبرد گفتوگوها ایفا نمود. این رویکرد، نشان دهنده اعتقاد راسخ او به قدرت روابط فردی در حل و فصل منازعات و دستیابی به توافقات است.
نفوذ و جایگاه والای شخصی ویتکاف، عامل از سرگیری مذاکرات متوقف شده در خاورمیانه تلقی میگردد. به نقل از یک دیپلمات در مصاحبه با وبگاه خبری اکسیوس (Axios)، اعتبار فردی ویتکاف نقش محوری در احیای این گفتوگوهای حساس ایفا نمود. این امر نشان دهنده آن است که گاهی اوقات، ویژگی های منحصر به فرد و مقبولیت یک فرد میتواند گره های کور سیاسی را بگشاید و مسیر دیپلماسی را هموار سازد.
4. تمرکز بر نتیجه و نه تشریفات
رویکرد دیپلماتیک مرسوم، مستلزم طی مراحل گوناگون برنامهریزی، تبادل پیام و ایجاد توافق تدریجی است. در مقابل، ویتکاف بسیاری از این مراحل زمانبر را کنار میگذارد. نگرش نتیجهگرای او سبب میشود تا اولویت اصلیاش بر حصول دستاوردهای عینی و فوری متمرکز گردد؛ حتی اگر این امر مستلزم انعطافپذیری در قبال قواعد معمول دیپلماتیک باشد. این ذهنیت هدفمحور، اگر چه ممکن است از برخی رویه های سنتی فاصله بگیرد، اما بر دستیابی به نتایج محسوس و تسریع در فرآیند دیپلماتیک تأکید دارد. ویتکاف با این شیوه، تلاش میکند تا با تمرکز مستقیم بر اهداف مورد نظر، موانع بوروکراتیک و تشریفات زائد را به حداقل برساند و مسیر رسیدن به توافقات را تسهیل نماید.
5. راه های غیرمتعارف اما مؤثر
با وجود فقدان پیشینه دیپلماتیک رسمی، ویتکاف توانسته است جایگاه قابل توجهی را در عرصه سیاست خارجی کسب نماید. برخی او را به عنوان “نماینده تامالاختیار ترامپ” توصیف میکنند، که این امر گویای نفوذ و اعتماد ویژهای است که نزد ترامپ از طریق رویکرد غیرسنتی خود به دست آورده است. این شخصیت، با اتخاذ روش های نامتعارف اما کارآمد، توانسته است در موقعیت های حساس و پیچیده، نقش محوری ایفا کند. این سبک عمل، که اغلب از چارچوب های مرسوم دیپلماتیک فاصله میگیرد، نه تنها موجب جلب توجه شده، بلکه نتایج ملموسی را نیز به همراه داشته است.
ایفای نقش غیرعلنی استیو ویتکاف در تعاملات ایران و ایالات متحده
در خلال ماه های اخیر، گمانهزنی هایی در محافل خبری غیررسمی پیرامون نقش احتمالی استیو ویتکاف در رایزنی های غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مطرح گردیده بود. علیرغم عدم تأیید رسمی این موضوع از سوی کاخ سفید یا وزارت امور خارجه ایالات متحده، نهایتاً خبرها حاکی از تصدی این مسئولیت خطیر توسط ویتکاف جهت تعامل با طرف ایرانی است. شیوه مذاکره مستقیم و خارج از عرف دیپلماتیک رایج ویتکاف، او را به گزینهای کارآمد برای پیشبرد گفتوگوهای محرمانه و غیررسمی، نظیر تعامل با ایران، مبدل ساخته است. شماری از تحلیلگران سیاسی بر این اعتقادند که نگرش مبتنی بر مبادله و توافقات موردی ویتکاف میتواند بسترهای لازم برای حصول توافقات موقت یا اقدامات اعتمادساز فیمابین ایران و آمریکا را فراهم آورد؛ به ویژه در وضعیت کنونی که مذاکرات رسمی میان دو کشور با انسداد مواجه شده است.
به نقل از یک منبع مطلع که با وبگاه آکسیوس (Axios) سخن میگفت، توانایی احیای گفتوگوهای متوقف شده در بزنگاه های حساس، ویژگی بارز ویتکاف تلقی میگردد. این منبع، با اشاره به پیچیدگی های پرونده ایران، بر این باور است که حتی در این موضوع خطیر نیز، احتمال ایفای نقش مؤثر از سوی او دور از انتظار نیست. این اظهار نظر، ضمن تأکید بر مهارت های ارتباطی و دیپلماتیک ویتکاف، تلویحاً به اهمیت یافتن روزنه های تعامل در شرایط دشوار اشاره دارد. توانایی گشودن باب مذاکره و احیای کانال های ارتباطی، به ویژه در مسائل بینالمللی با حساسیت بالا همچون موضوع ایران، میتواند نقشی تعیین کننده در پیشبرد اهداف دیپلماتیک ایفا نماید.
ارزیابی ها و مناقشات پیرامون رویکرد استیو ویتکاف
شایان ذکر است که شیوه عمل استیو ویتکاف، علیرغم ویژگی های برشمرده، همواره با انتقادات و مباحثات گوناگون همراه بوده است. برخی از همپیمانان ایالات متحده و شماری از اعضای کنگره، نسبت به سهل انگاری و انعطافپذیری او در قبال مطالبات روسیه ابراز نگرانی کردهاند. در همین راستا، صاحبنظران و کارشناسان، دیدگاه صرفاً اقتصادی و تجاری او را در مواجهه با مسائل پیچیده بینالمللی، نوعی ساده انگاری تلقی نموده و نسبت به پیامدهای بلندمدت آن هشدار دادهاند. منتقدین بر این باورند که اقتباس از الگوی معاملات ملکی در عرصه دیپلماسی، چه بسا نتایج ناخواسته و معکوسی را به دنبال داشته باشد. با این وجود، حتی مخالفان سرسخت رویکرد ویتکاف نیز اذعان دارند که سبک منحصر به فرد او، در موقعیت هایی که روش های مرسوم دیپلماتیک کارایی خود را از دست میدهند، میتواند اثربخش واقع شود و گرهگشایی نماید.
آیا رویکرد مذاکراتی استیو ویتکاف، پیشنمای دیپلماسی آتی است؟
استیو ویتکاف به عنوان چهرهای دگرگونساز در عرصه دیپلماسی ظهور کرده است؛ او احیاگر نگرش تجاری در تعاملات دیپلماتیک تلقی میشود. شیوه مذاکراتی وی را میتوان در سه محور اصلی خلاصه نمود: صراحت، هدفمحوری و توجه ویژه به تعاملات شخصی. ویتکاف در مذاکرات، اولویت را بر حصول نتیجه نهایی قرار میدهد و کمتر به تشریفات و فرآیندهای مرسوم میپردازد. سبک او، اگر چه ممکن است بحثبرانگیز به نظر برسد، اما بدون شک تأثیر قابل توجهی بر دیپلماسی معاصر گذاشته است. سوالی که مطرح میشود این است که آیا این رویکرد نوین میتواند زمینهساز توافقات آتی، از جمله در مذاکرات پیچیدهای همچون گفتوگوهای ایران و آمریکا، گردد و به فرجام مطلوب برسد؟