brush

نقد و بررسی

1:31 ب.ظ / 14 فروردین 1404

خلاصه کتاب بازنشانی؛ چگونه در دنیای متحول‌ شده موفق شویم؟

در کتاب “بازنشانی: چگونه آنچه را که کار نمی‌کند تغییر دهیم؟” دن هیث به بررسی مکانیزم‌ های تحول در موقعیت‌ های نامطلوب می‌پردازد. او با نگاهی موشکافانه، چالش‌ هایی را که افراد در مواجهه با بن‌بست‌ های زندگی تجربه می‌کنند، تحلیل می‌کند و راهکارهایی عملی برای رهایی از این شرایط ارائه می‌دهد. نویسنده معتقد است که هر فردی در طول زندگی با لحظاتی روبرو می‌شود که در آن احساس درماندگی و عدم پیشرفت می‌کند. این بن‌بست‌ ها می‌توانند در جنبه‌ های مختلف زندگی از جمله روابط شخصی، حرفه و یا اهداف فردی بروز کنند. دن هیث با ارائه یک چارچوب کاربردی، به خوانندگان کمک می‌کند تا با شناسایی الگوهای نامناسب، تغییرات سازنده‌ای را در زندگی خود ایجاد کنند. در این کتاب، هیث با استفاده از مثال‌ های ملموس و داستان‌ های واقعی، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با تغییر نگرش و اتخاذ رویکردهای جدید، مسیر زندگی را به سمت موفقیت و رضایت‌مندی هدایت کرد. او تأکید می‌کند که تغییر، فرآیندی تدریجی و نیازمند تلاش مستمر است و با ارائه راهنمایی‌ های گام‌ به‌ گام، خوانندگان را در این مسیر همراهی می‌کند.

 

دو راهبرد اساسی برای ایجاد تحول

1. شناسایی نقاط کانونی: نقاط کانونی، مداخلاتی هستند که با صرف کمترین انرژی، بیشترین بازدهی را به ارمغان می‌آورند. به عبارت دیگر، با تمرکز بر این نقاط کلیدی، می‌توان با حداقل تلاش، تحولات چشمگیری را رقم زد. این نقاط، گلوگاه‌ هایی هستند که با اعمال تغییرات در آن‌ ها، می‌توان کل سیستم را تحت تأثیر قرار داد.

2. تجمیع منابع: پس از شناسایی نقاط کانونی، ضروری است که منابع خود را به طور متمرکز در آن‌ ها سرمایه‌ گذاری کنید. این منابع می‌توانند شامل زمان، سرمایه، انرژی و یا حتی توجه باشند. تجمیع هدفمند منابع در نقاط کانونی، امکان دستیابی به نتایج مطلوب را در کوتاه‌ترین زمان ممکن فراهم می‌کند. این رویکرد، از پراکندگی تلاش‌ ها جلوگیری کرده و اثربخشی اقدامات را به حداکثر می‌رساند.

 

پنج روش یافتن نقاط کانونی

1. مشاهده مستقیم | کلید کشف ناکارآمدی‌ ها

برای شناسایی نقاط ضعف و ناکارآمدی‌ ها، هیچ جایگزینی برای مشاهده‌ی بی‌واسطه و دقیق وجود ندارد. این رویکرد، که در آن فرد مستقیماً در محیط کار حضور پیدا می‌کند و فرآیندها را از نزدیک دنبال می‌کند، به درک عمیق‌تری از چالش‌ ها و موانع موجود منجر می‌شود. به عنوان مثال، یک مدیر مدرسه می‌تواند با حضور در کلاس‌ ها و تعامل با دانش‌آموزان، مشکلات آموزشی و رفتاری را از نزدیک لمس کند. یا یک مدیر کارخانه می‌تواند با دنبال کردن مراحل تولید، گلوگاه‌ ها و نقاط ضعف خط تولید را شناسایی کند. در این روش، مشاهده‌ی فعال و دقیق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به این معنی که باید به جزئیات توجه کرد، سوال پرسید و با افراد درگیر در فرآیندها گفتگو کرد. استفاده از ابزارهایی مانند دوربین فیلم‌برداری یا دفترچه یادداشت، می‌تواند به ثبت دقیق‌تر مشاهدات کمک کند. همچنین، تمرکز بر واقعیت و اجتناب از قضاوت‌ های شخصی، از دیگر نکات کلیدی در این روش است. با این رویکرد، می‌توان با اطمینان بیشتری به شناسایی و رفع مشکلات پرداخت. برای دستیابی به درک عمیق‌تر از نیازها و رفتار مخاطبان، حضور مستقیم و تجربه کردن شرایط آن‌ ها، امری ضروری است. این رویکرد، به افراد امکان می‌دهد تا از دریچه‌ی نگاه دیگران به مسائل بنگرند و ارتباطی مؤثرتر برقرار کنند.

 

نمونه‌ های عملی این رویکرد را می‌توان در حوزه‌ های مختلف مشاهده کرد:

  • مدیر فروش: با حضور در کنار مشتریان، می‌تواند به طور مستقیم با چالش‌ ها، نیازها و ترجیحات آن‌ ها آشنا شود و استراتژی‌ های فروش خود را بر اساس این اطلاعات تنظیم کند.
  • پرستار: با گذراندن زمان در کنار بیماران، می‌تواند درک بهتری از وضعیت جسمی و روحی آن‌ ها پیدا کند و مراقبت‌ های خود را با توجه به نیازهای فردی هر بیمار ارائه دهد.
  • مربی ورزشی: با حضور در کنار بازیکنان در طول تمرینات و مسابقات، می‌تواند عملکرد آن‌ ها را به طور دقیق ارزیابی کند، نقاط قوت و ضعف آن‌ ها را شناسایی کند و راهنمایی‌ های لازم را برای بهبود عملکرد ارائه دهد.

این رویکرد، نه تنها به بهبود عملکرد افراد در زمینه‌ های مختلف کمک می‌کند، بلکه باعث ایجاد همدلی و ارتباط عمیق‌تر بین افراد می‌شود. این رویکرد، دریچه‌ای نو به سوی شناسایی نقاط کانونی کارآمد می‌گشاید. با غوطه‌ور شدن در بطن عملیات و تعامل مستقیم با واقعیت‌ های موجود، امکان کشف تنگناها و ناکارآمدی‌ ها فراهم می‌شود. این تعامل نزدیک، دیدگاهی عمیق‌تر و ملموس‌تر از چالش‌ ها و موانع پیش رو ارائه می‌دهد. این روش، با ایجاد بستری برای مشاهده‌ی بی‌واسطه‌ی فرآیندها و تعاملات، به شما این فرصت را می‌دهد که نقاط کلیدی و حساس را شناسایی کنید. این نقاط، همان اهرم‌ هایی هستند که با اعمال تغییرات کوچک در آن‌ ها، می‌توان نتایج چشمگیری را حاصل کرد. به‌ عبارت‌ دیگر، این شیوه، با حذف واسطه‌ ها و ایجاد ارتباط مستقیم با واقعیت، به شما کمک می‌کند تا مشکلات را از زاویه‌ای متفاوت ببینید و راه‌حل‌ های نوآورانه‌ای برای آن‌ ها پیدا کنید. این رویکرد، کلید کشف فرصت‌ های پنهان و دستیابی به بهبودهای مستمر است.

 

2. تعیین هدف | قطب‌نمای مسیر موفقیت

هدف، نقطه نهایی و مقصد غایی تلاش‌ های ماست؛ آن چه که در پی دستیابی به آن هستیم. اهداف می‌توانند در بازه‌ های زمانی مختلف (کوتاه‌ مدت و بلند مدت) و در حوزه‌ های گوناگون (شخصی و حرفه‌ای) تعریف شوند. بررسی و بازنگری مداوم اهداف از آن جهت اهمیت دارد که گاهی اوقات، هدف تعیین‌ شده با رسالت و مسیر واقعی ما همخوانی ندارد. به عبارت دیگر، ممکن است در مسیری گام برداریم که در نهایت، ما را به مقصود مطلوب نرساند. برای اطمینان از هم‌راستایی هدف با رسالت واقعی، می‌توان با طرح سوالاتی کلیدی به بررسی دقیق‌تر آن پرداخت. پرسش‌ هایی نظیر “نتیجه نهایی این هدف چه خواهد بود؟” به ما کمک می‌کند تا دریابیم آیا هدف انتخاب‌ شده، ما را به سوی مقصود نهایی هدایت می‌کند یا خیر. همچنین، با طرح سوالاتی مانند “آیا مسیرهای جایگزینی وجود دارند که ما را آسان‌تر یا سریع‌تر به مقصد برسانند؟” می‌توان مسیرهای نوین و کارآمدتری را برای دستیابی به اهداف شناسایی کرد. این رویکرد، امکان انعطاف‌پذیری و تطبیق با شرایط متغیر را فراهم می‌آورد و احتمال موفقیت را افزایش می‌دهد.

گاهی اوقات، افراد و سازمان‌ ها اهدافی را دنبال می‌کنند که با ماموریت اصلی و ارزش‌ های بنیادین آن‌ ها در تضاد است. این امر می‌تواند منجر به نتایج نامطلوب و حتی مخرب شود. به عنوان مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که هدف خود را “افزایش رضایت مشتریان” تعیین کرده است. اما به جای ارتقای کیفیت خدمات، مشتریان را به ثبت نظرات مثبت اجباری می‌کند. در این حالت، هدف ظاهری با ماموریت واقعی شرکت که “ارائه خدمات با کیفیت” است، همخوانی ندارد. یا فردی که برای “کاهش وزن” به جای تغییر سبک زندگی سالم، به مصرف قرص‌ های لاغری روی می‌آورد. این رویکرد، هدف را از مسیر اصلی خود که “سلامتی پایدار” است، منحرف می‌کند. این مثال‌ ها نشان می‌دهند که صرفاً تعیین هدف کافی نیست، بلکه باید به هم‌سویی آن با ماموریت و ارزش‌ های اصلی نیز توجه کرد. در غیر این صورت، تلاش‌ ها ممکن است به نتایج معکوس منجر شوند.

با تعیین دقیق هدف و شناسایی مسیرهای جایگزین، می‌توان از هدر رفت زمان و انرژی جلوگیری کرد و با کارآمدی بیشتری به سمت دستیابی به اهداف گام برداشت. این رویکرد، امکان انعطاف‌پذیری در مواجهه با موانع و چالش‌ ها را فراهم می‌سازد و تضمین می‌کند که تلاش‌ ها در جهت صحیح متمرکز شوند. شناخت مسیرهای جایگزین، دیدگاهی وسیع‌تر از امکانات پیش رو ایجاد می‌کند و از محدود شدن به یک مسیر واحد جلوگیری می‌کند. این امر، به ویژه در شرایط متغیر و پیچیده، از اهمیت بالایی برخوردار است. با بررسی دقیق و تحلیل منطقی، می‌توان بهترین مسیر را بر اساس شرایط موجود انتخاب کرد و از فرصت‌ های جدید بهره‌مند شد. علاوه بر این، این رویکرد به شما کمک می‌کند تا در مواجهه با موانع و چالش‌ ها، انعطاف‌پذیر و سازگار باشید. به جای تسلیم شدن در برابر مشکلات، می‌توانید مسیرهای جایگزین را بررسی کرده و راه حل‌ های خلاقانه‌ای پیدا کنید. این امر، نه تنها احتمال موفقیت شما را افزایش می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا مهارت‌ های حل مسئله و تصمیم‌گیری خود را نیز تقویت کنید.

 

3. تحلیل نقاط روشن | مسیری به سوی موفقیت پایدار

نقاط روشن، لحظات اوج و موفقیت‌ های شما در زمینه‌ های مختلف زندگی هستند. بررسی این نقاط، کلیدی برای شناسایی الگوهای موفقیت و تکرار آن‌ ها در آینده است. با تحلیل دقیق این لحظات، می‌توانید عوامل مؤثر در موفقیت‌ های خود را شناسایی کرده و با تقویت آن‌ ها، مسیر پیشرفت خود را هموار کنید. برای یافتن نقاط روشن، به تجربیات خود رجوع کنید و به سؤالاتی از این دست پاسخ دهید: در چه موقعیت‌ هایی احساس رضایت و موفقیت داشته‌ام؟ چه مهارت‌ ها و اقداماتی در این موفقیت‌ ها نقش داشته‌اند؟ چه عواملی در محیط یا شرایط، به من کمک کرده‌اند؟ پس از شناسایی این نقاط، آن‌ ها را با دقت تحلیل کنید. به دنبال الگوهای مشترک، مهارت‌ های کلیدی و عوامل محیطی مؤثر باشید. می‌توانید از روش‌ هایی مانند یادداشت‌برداری، تحلیل SWOT یا گفتگو با افراد آگاه برای تحلیل نقاط روشن استفاده کنید. با تحلیل نقاط روشن، می‌توانید نقاط قوت خود را شناسایی کرده و با تقویت آن‌ ها، عملکرد خود را در زمینه‌ های مختلف بهبود بخشید. همچنین، می‌توانید از این الگوها برای تعیین اهداف واقع‌بینانه و برنامه‌ریزی برای دستیابی به آن‌ ها استفاده کنید. با تکرار الگوهای موفقیت، می‌توانید به پیشرفت پایدار در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود دست یابید.

برای دستیابی به موفقیت، شناسایی و تحلیل نقاط قوت یا “نقاط روشن” امری ضروری است. این نقاط می‌توانند شامل روش‌ های کارآمد، تکنیک‌ های موفق یا حتی لحظات تصادفی باشند که منجر به نتیجه مطلوب شده‌اند. به عنوان مثال، یک شرکت می‌تواند با بررسی عملکرد کارکنان برتر خود، الگوهای موفقیت را شناسایی و به سایرین آموزش دهد. یک ورزشکار می‌تواند با تحلیل ویدیوهای مسابقات، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی و تکنیک‌ هایش را بهبود بخشد. یا یک دانش‌آموز می‌تواند با مرور یادداشت‌ ها و تمرین‌ های خود، روش‌ های مطالعه کارآمد را پیدا کند. نقاط روشن می‌توانند کوچک یا بزرگ باشند، اما آن چه اهمیت دارد، معنادار بودن و نشان دادن موفقیت است. گاهی این نقاط به طور تصادفی رخ می‌دهند، اما با تحلیل و بررسی آن‌ ها، می‌توان این اتفاقات تصادفی را به موفقیت‌ های قابل تکرار تبدیل کرد. با شناسایی الگوهای موفقیت، می‌توان روش‌ های کارآمد را در موقعیت‌ های مشابه به کار برد و نتایج مطلوب را به طور مداوم تکرار کرد. اشتراک‌ گذاری نقاط روشن با دیگران، علاوه بر کمک به آن‌ ها در دستیابی به موفقیت، به خود فرد نیز در تثبیت و تقویت این نقاط کمک می‌کند. تبادل تجربیات و روش‌ های موفقیت با دیگران، فضایی را برای یادگیری و رشد متقابل فراهم می‌کند و به افراد کمک می‌کند تا از تجربیات یکدیگر بهره‌مند شوند. در نهایت، شناسایی، تحلیل و اشتراک‌ گذاری نقاط روشن، مسیری را به سوی موفقیت پایدار و رشد جمعی هموار می‌کند.

 

4. شناسایی و رفع موانع پیشرفت

هر مانعی که شما را از دستیابی به اهدافتان باز می‌دارد، یک محدودیت محسوب می‌شود. این موانع می‌توانند درونی یا بیرونی، آشکار یا پنهان باشند. محدودیت‌ های درونی معمولاً ناشی از کمبود مهارت، انگیزه یا ناکارآمدی در فرآیندها هستند، در حالی که محدودیت‌ های بیرونی عواملی خارج از کنترل شما مانند قوانین، شرایط اقتصادی یا رقابت شدید را شامل می‌شوند. برای شناسایی محدودیت‌ ها، می‌توانید از خود بپرسید: “اگر می‌توانستم فردی را استخدام کنم تا در رسیدن به هدفم یاری رساند، چه نقشی را به او واگذار می‌کردم؟” پاسخ شما، سرنخی برای شناسایی مانع اصلی خواهد بود. پس از شناسایی محدودیت، باید برای رفع یا کاهش آن اقدام کنید. این امر از طریق افزایش منابع، بهبود فرآیندها، آموزش و تغییر نگرش امکان‌پذیر است. اگر کمبود منابع مانع پیشرفت شماست، منابع بیشتری را به آن اختصاص دهید. در صورت ناکارآمدی فرآیندها، آن‌ ها را بهینه کنید. اگر کمبود مهارت یا دانش مانع شماست، آموزش‌ های لازم را فرا بگیرید. و در نهایت، اگر محدودیت شما درونی است، مانند ترس یا عدم اعتماد به نفس، برای تغییر نگرش خود تلاش کنید. با غلبه بر محدودیت‌ ها، مسیر رسیدن به اهدافتان هموارتر خواهد شد.

در مسیر دستیابی به اهداف، شناسایی و رفع موانع و محدودیت‌ ها امری حیاتی است. این محدودیت‌ ها می‌توانند در جنبه‌ های مختلف زندگی، از جمله کسب و کار، کار شخصی و ورزش، بروز کنند. برای مثال، یک رستوران ممکن است با شناسایی محدودیت در سرعت سفارش‌گیری، تعداد صندوقداران را افزایش دهد، یا یک نویسنده با شناسایی محدودیت در تمرکز حواس، محیط کار خود را آرام‌تر کند. یک ورزشکار نیز با شناسایی محدودیت در قدرت بدنی، برنامه تمرینی خود را اصلاح می‌کند. محدودیت‌ ها اموری ثابت و ایستا نیستند و می‌توانند با تغییر اهداف یا شرایط، دستخوش تغییر شوند. به همین دلیل، بازبینی مستمر و پویای محدودیت‌ ها و تلاش برای رفع آن‌ ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با شناسایی و رفع موانع، می‌توان مسیر دستیابی به اهداف را هموارتر کرد و به موفقیت‌ های بزرگتری دست یافت. شناسایی محدودیت‌ ها و تلاش برای رفع آن‌ ها، نشان‌ دهنده رویکردی فعالانه و پویا در مواجهه با چالش‌ ها است. این امر، افراد و سازمان‌ ها را قادر می‌سازد تا با انعطاف‌پذیری و سازگاری بیشتر، از موانع عبور کرده و به اهداف خود دست یابند.

 

5. تحلیل ساختاری سیستم | کلید کشف نقاط کانونی

تحلیل ساختاری سیستم، فرآیندی است که با ترسیم و بررسی اجزای یک سیستم، روابط بین آن‌ ها و نحوه عملکرد کل سیستم را آشکار می‌کند. این رویکرد، دیدگاهی جامع ارائه می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا نقاط کانونی پنهان را شناسایی کنید؛ نقاطی که با اعمال تغییرات کوچک در آن‌ ها، می‌توان به بهبود چشمگیری در کل سیستم دست یافت. برای مثال، در یک شرکت خدمات مشتری، تحلیل ساختاری سیستم می‌تواند شامل شناسایی تمام نقاط تماس مشتری با شرکت (وبسایت، تماس تلفنی، ایمیل، چت آنلاین) و بررسی نحوه تعامل آن‌ ها با یکدیگر باشد. با این کار، می‌توان نقاط ضعف و قوت سیستم را شناسایی کرد و راهکارهایی برای بهبود تجربه مشتری ارائه داد. در یک تیم ورزشی، تحلیل ساختاری سیستم می‌تواند شامل بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد تیم (تمرینات، تغذیه، استراحت، روحیه) و نحوه تعامل آن‌ ها با یکدیگر باشد. با این کار، می‌توان نقاط ضعف و قوت تیم را شناسایی کرد و برنامه‌ های تمرینی و تغذیه‌ای مناسب را طراحی کرد. تحلیل ساختاری سیستم، ابزاری قدرتمند برای حل مسائل پیچیده و بهبود عملکرد سیستم‌ ها در زمینه‌ های مختلف است. با استفاده از این روش، می‌توانید دیدگاه جامعی نسبت به سیستم پیدا کنید و با اعمال تغییرات کوچک در نقاط کلیدی، به نتایج قابل توجهی دست یابید.

 

شش روش برای انباشتن منابع

1. استارت پرقدرت

مفهوم “شروع با یک انفجار” در کتاب “بازنشانی”، به معنای آغاز دوره‌ای فشرده و متمرکز از تلاش برای ایجاد تغییرات اساسی است. این رویکرد، به جای تغییرات تدریجی و پراکنده، بر یک شروع پرقدرت و متمرکز تاکید دارد. “انفجار” در این مفهوم، به دوره‌ای کوتاه مدت اما پر انرژی اشاره دارد که در آن، تمام تمرکز و توان تیم بر روی یک هدف مشخص معطوف می‌شود. این استراتژی، با ایجاد یک شوک مثبت و انرژی‌بخش، زمینه را برای تحولات سریع و موثر فراهم می‌کند. تمرکز بر یک هدف مشخص و تخصیص تمام منابع به آن، امکان دستیابی به نتایج قابل توجه در مدت زمان کوتاه را فراهم می‌سازد. این شروع پرقدرت، نه تنها انگیزه و انرژی تیم را افزایش می‌دهد، بلکه به ایجاد یک حس فوریت و اهمیت نیز کمک می‌کند. به عبارت دیگر، “شروع با یک انفجار” به معنای ایجاد یک نقطه عطف در مسیر تغییر است. این استراتژی، با ایجاد یک شروع پرقدرت و متمرکز، زمینه را برای تحولات پایدار و موثر فراهم می‌کند. این رویکرد، به ویژه در شرایطی که نیاز به تغییرات سریع و اساسی وجود دارد، بسیار کارآمد است.

 

مزایای “انفجار” در آغاز پروژه‌ ها

انفجار، کاتالیزوری برای تحرک و پیشرفت: شروع یک پروژه با یک “انفجار” برنامه‌ریزی شده، مانند یک استارت آپ سریع، می‌تواند به شکستن سد سکون و غلبه بر مقاومت در برابر تغییرات کمک کند. این رویکرد، انرژی و انگیزه لازم برای آغاز یک سفر جدید را فراهم می‌کند و به تیم اجازه می‌دهد تا با قدرت و سرعت بیشتری به سمت اهداف خود حرکت کند.

تمرکز و هم‌افزایی در یک بازه زمانی فشرده: تمرکز بر یک هدف مشخص در یک بازه زمانی کوتاه، از پراکندگی و اتلاف منابع جلوگیری می‌کند. این تمرکز فشرده، اعضای تیم را به همکاری و تعامل نزدیک‌تر تشویق می‌کند و باعث ایجاد یک حس همبستگی و تعهد مشترک می‌شود. این رویکرد، به ویژه در پروژه‌ هایی که نیاز به سرعت و چابکی دارند، بسیار موثر است.

دستیابی سریع‌تر به نتایج و حفظ انگیزه: شروع با یک “انفجار” می‌تواند منجر به دستیابی سریع‌تر به نتایج اولیه شود. این نتایج اولیه، به عنوان یک محرک قوی، انگیزه تیم را حفظ کرده و به آن‌ ها اطمینان می‌دهد که در مسیر درستی قرار دارند. این رویکرد، به ویژه در محیط‌ های رقابتی که سرعت عمل حرف اول را می‌زند، بسیار ارزشمند است.

 

اجرای مؤثر یک دوره “انفجار”

برای پیاده‌ سازی موفقیت‌آمیز یک دوره “انفجار“، ابتدا باید هدفی روشن و قابل دستیابی را مشخص کنید. این هدف باید در یک بازه زمانی کوتاه و معین قابل تحقق باشد. سپس، منابع لازم از جمله زمان، نیروی انسانی و بودجه را به این دوره اختصاص دهید. ایجاد محیطی متمرکز و بدون حواس‌پرتی، به تیم کمک می‌کند تا بر روی هدف خود تمرکز کند. در نهایت، با پایش مستمر پیشرفت کار و اعمال تغییرات لازم، می‌توانید از دستیابی به نتیجه مطلوب اطمینان حاصل کنید.

نکات کلیدی برای موفقیت

  • تعیین هدف SMART: هدفی که مشخص، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، مرتبط و دارای بازه زمانی مشخص باشد.
  • ایجاد تیم اختصاصی: تیمی کوچک و متمرکز که تمام توجه خود را به این پروژه معطوف کند.
  • استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه: ابزارهایی که به پایش پیشرفت و مدیریت وظایف کمک کنند.
  • حذف موانع: شناسایی و حذف موانعی که می‌توانند پیشرفت کار را کُند کنند.

با رعایت این نکات، می‌توانید یک دوره “انفجار” مؤثر را اجرا کرده و به نتایج دلخواه دست یابید. روش “تمرکز فشرده” با اختصاص بازه‌ های زمانی محدود و پرفشار به یک هدف مشخص، می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای ایجاد تحول سریع عمل کند. این رویکرد، با ایجاد فضایی متمرکز و پرانرژی، امکان دستیابی به نتایج ملموس در بازه‌ های زمانی کوتاه را فراهم می‌کند. به عنوان مثال، تیم‌ هایی که برای حل یک مسئله، یک هفته را به صورت متمرکز در یک مکان خاص سپری می‌کنند، یا برنامه‌نویسانی که در رویدادهای هکاتون (رویدادی است که در آن برنامه‌نویسان رایانه و افراد دیگری که درگیر توسعه نرم‌افزار هستند) به توسعه نرم‌افزارهای جدید می‌پردازند، از این روش بهره می‌برند. اگر چه شروع پرقدرت می‌تواند در ایجاد تغییرات سریع و موثر نقش بسزایی داشته باشد، اما حفظ و تداوم این تغییرات نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و مستمر است. پس از اتمام دوره تمرکز فشرده، ضروری است که برنامه‌ای مدون برای تثبیت و گسترش دستاوردهای حاصل شده تدوین شود. این برنامه باید شامل گام‌ های عملی، بازه‌ های زمانی مشخص و معیارهای قابل اندازه‌گیری برای ارزیابی پیشرفت باشد. این روش در حوزه‌ های مختلف کاربرد دارد؛ از تیم‌ های کاری که برای حل یک مسئله پیچیده به صورت متمرکز تلاش می‌کنند، تا نویسندگانی که برای خلق یک اثر ادبی، به خلوت و انزوا پناه می‌برند. این روش با ایجاد فضایی متمرکز و پرانرژی، امکان دستیابی به نتایج ملموس در بازه‌ های زمانی کوتاه را فراهم می‌کند.

 

2. شناسایی و حذف فعالیت‌ های زائد | گامی در جهت افزایش بهره‌وری

در هر کسب‌ و کاری، فعالیت‌ هایی وجود دارند که نه تنها ارزش افزوده‌ای برای مشتری ایجاد نمی‌کنند، بلکه منابع را نیز هدر می‌دهند. این فعالیت‌ های زائد، که به عنوان “زباله” شناخته می‌شوند، می‌توانند شامل فرآیندهای ناکارآمد، اتلاف وقت، دوباره‌ کاری‌ ها و هرگونه فعالیتی باشند که منابع شما را مصرف می‌کنند، اما نتیجه‌ای برای مشتری به همراه ندارند. شناسایی و حذف این زباله‌ ها، گامی اساسی در جهت افزایش بهره‌وری و بهبود عملکرد کسب‌ و کار است. برای شناسایی زباله‌ ها، لازم است فرآیندهای کاری خود را با دقت مورد بررسی قرار دهید و به دنبال فعالیت‌ هایی باشید که ارزش افزوده‌ای برای مشتری ایجاد نمی‌کنند. پرسیدن سوالاتی مانند “آیا این فعالیت واقعاً ضروری است؟” و “آیا می‌توان این فرآیند را ساده‌تر کرد؟” می‌تواند به شما در شناسایی زباله‌ ها کمک کند. با حذف یا اصلاح این فعالیت‌ ها، می‌توانید منابع خود را به فعالیت‌ های ارزشمندتر اختصاص دهید و بهره‌وری کسب‌ و کار خود را افزایش دهید.

 

بهینه‌ سازی منابع از طریق حذف اتلاف

با حذف فعالیت‌ های غیرضروری و اتلاف منابع، می‌توان ظرفیت‌ های موجود را آزاد کرده و به فعالیت‌ های ارزشمندتر اختصاص داد. این امر به معنای تمرکز بر امور اصلی و حذف مواردی است که ارزش افزوده‌ای ایجاد نمی‌کنند. به عبارت دیگر، با حذف اتلاف، می‌توان منابع محدود را به گونه‌ای مدیریت کرد که حداکثر بهره‌وری حاصل شود. حذف اتلاف می‌تواند از طریق روش‌ های مختلفی محقق شود. توقف فعالیت‌ های غیرضروری، ساده‌ سازی فرآیندها، بهبود کارایی و استفاده از فناوری‌ های نوین برای خودکارسازی امور، از جمله این روش‌ ها هستند. با بهره‌گیری از این راهکارها، می‌توان زمان، انرژی و منابع مالی را به طور قابل توجهی صرفه‌جویی کرد و به اهداف مورد نظر دست یافت. حذف اتلاف، مزایای متعددی به همراه دارد. افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ ها، بهبود کیفیت، افزایش سرعت و چابکی و ایجاد فضایی برای نوآوری و خلاقیت، از جمله این مزایا هستند. با حذف اتلاف، می‌توان عملکرد سازمان یا فرد را به طور چشمگیری ارتقا داد و به موفقیت‌ های بزرگتری دست یافت.

 

نمونه‌ هایی از بهینه‌ سازی فرآیندها در محیط کار

در دنیای پرشتاب امروز، بهینه‌ سازی فرآیندها به ابزاری حیاتی برای افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ ها تبدیل شده است. شرکت‌ ها و سازمان‌ های پیشرو، با شناسایی و حذف فعالیت‌ های زائد، زمان و منابع خود را به طور موثرتری مدیریت می‌کنند. برای نمونه، یک شرکت می‌تواند با جایگزینی تماس‌ های تلفنی غیرضروری با ابزارهای ارتباطی آنلاین، زمان کارکنان خود را برای انجام وظایف مهم‌تر آزاد کند. یا یک سازمان با ساده‌ سازی فرآیند صدور صورتحساب، می‌تواند هزینه‌ های اداری خود را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. همچنین، مدیران فروش می‌توانند با حذف جلسات غیرضروری، زمان بیشتری را به ملاقات با مشتریان بالقوه اختصاص دهند و در نتیجه، فرصت‌ های فروش خود را افزایش دهند. این مثال‌ ها نشان می‌دهند که با اعمال تغییرات کوچک اما هوشمندانه در فرآیندهای کاری، می‌توان به نتایج چشمگیری دست یافت. بهینه‌ سازی فرآیندها نه تنها به افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ ها کمک می‌کند، بلکه باعث بهبود رضایت شغلی کارکنان و افزایش توان رقابتی سازمان‌ ها نیز می‌شود.

 

مزایای حذف اتلاف‌ ها

حذف اتلاف‌ ها، چه در فرآیند های تولیدی و چه در خدمات، مزایای متعددی را به همراه دارد. با حذف فعالیت‌ های غیرضروری و زائد، منابع ارزشمند سازمان آزاد شده و می‌توان آن‌ ها را به فعالیت‌ های مولدتر و سودآورتر اختصاص داد. این امر منجر به کاهش هزینه‌ های عملیاتی، افزایش بهره‌وری و بهبود کیفیت محصولات و خدمات می‌شود. علاوه بر این، حذف اتلاف‌ ها می‌تواند به بهبود رضایت مشتریان نیز کمک کند. با تمرکز بر فعالیت‌ هایی که ارزش افزوده برای مشتریان ایجاد می‌کنند، می‌توان تجربه بهتری را برای آن‌ ها رقم زد و وفاداری آن‌ ها را افزایش داد. همچنین، حذف اتلاف‌ ها می‌تواند به ایجاد یک فرهنگ بهبود مستمر در سازمان کمک کند. شناسایی و حذف اتلاف‌ ها نیازمند توجه دقیق به فرآیندهای کاری و ارزیابی مداوم آن‌ ها است. با ایجاد فرهنگی که در آن به دنبال حذف اتلاف‌ ها هستیم، می‌توانیم به طور مداوم کارایی خود را افزایش دهیم و به اهدافمان نزدیک‌تر شویم.

 

3. تمرکز بر ارزش | کلید بهره‌وری بیشتر

اصل “انجام کارهای کمتر، برای انجام کارهای بیشتر” در واقع به معنای اولویت‌بندی و تمرکز بر فعالیت‌ هایی است که بیشترین بازدهی را دارند. به جای صرف انرژی برای انجام کارهای کم‌ اهمیت و پراکنده، باید منابع خود را به سمت فعالیت‌ های کلیدی و استراتژیک هدایت کنیم. این رویکرد، بهره‌وری را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد و ما را در مسیر رسیدن به اهدافمان یاری می‌کند. برای روشن شدن این مفهوم، می‌توان به مثال‌ های مختلفی اشاره کرد. یک شرکت می‌تواند با حذف خدمات کم‌سود و تمرکز بر مشتریان کلیدی، سودآوری خود را افزایش دهد. یک مدیر می‌تواند با حذف جلسات غیرضروری، زمان بیشتری را برای انجام وظایف مهم‌تر اختصاص دهد. همچنین، یک دانش‌آموز می‌تواند با حذف فعالیت‌ های غیرضروری و تمرکز بر دروس اصلی، عملکرد تحصیلی خود را بهبود بخشد. با اجرای این اصل، می‌توانیم از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری کنیم، بهره‌وری خود را افزایش دهیم و به نتایج مطلوب‌تری دست یابیم. این رویکرد به ما کمک می‌کند تا با تمرکز بر اولویت‌ ها، از سردرگمی و پراکندگی جلوگیری کرده و با اطمینان بیشتری به سمت اهداف خود حرکت کنیم.

 

بهینه‌ سازی بهره‌وری از طریق تمرکز بر فعالیت‌ های کلیدی

برای دستیابی به حداکثر بازدهی، ضروری است که فعالیت‌ های کم‌ اهمیت را شناسایی و حذف کرده و تمرکز خود را بر انجام وظایف ارزشمند معطوف نمایید. این امر مستلزم تفکیک فعالیت‌ ها بر اساس میزان تأثیرگذاری آن‌ ها بر اهداف شماست. ابزارهایی مانند تحلیل پارتو و ماتریس آیزنهاور می‌توانند در این راستا یاری‌رسان باشند. حذف فعالیت‌ های کم‌ ارزش ممکن است در ابتدا با مقاومت روبرو شود، اما این اقدام برای آزاد سازی زمان و انرژی جهت تمرکز بر امور کلیدی ضروری است. پس از حذف فعالیت‌ های زائد، تمام توان و منابع خود را به انجام وظایف ارزشمند اختصاص دهید. با تمرکز بر فعالیت‌ های با بازدهی بالا و حذف امور کم‌ اهمیت، می‌توانید منابع خود را به طور مؤثرتری مدیریت کرده و با سرعت بیشتری به اهداف خود دست یابید. این رویکرد به شما امکان می‌دهد تا با صرف زمان و انرژی کمتر، نتایج مطلوب‌تری کسب نمایید.

 

4. انگیزه | نیروی محرک تحول

انگیزه به عنوان نیروی محرکه‌ای که ما را به سوی اهداف مان هدایت می‌کند، نقشی حیاتی در ایجاد تغییرات ایفا می‌کند. این نیرو می‌تواند از عوامل متعددی مانند اشتیاق به یادگیری، تمایل به پیشرفت و یا نیاز به تعلق نشأت بگیرد. بدون انگیزه، تمایلی برای خروج از وضعیت موجود و حرکت به سوی اهداف جدید وجود نخواهد داشت. همانطور که در کتاب “بازنشانی” اشاره شده، انگیزه همچون سوختی است که موتور تغییر را به حرکت در می‌آورد. بدون سوخت کافی، موتور از کار می‌افتد و فرآیند تغییر متوقف می‌شود. از این رو، توجه به انگیزه و تقویت آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. دن هیث در کتاب خود به نکته‌ای کلیدی اشاره می‌کند: برای افزایش انگیزه، باید نقطه‌ی تلاقی بین “آن چه ضروری است” و “آن چه مطلوب است” را پیدا کنیم. به عبارت دیگر، باید وظایف خود را به گونه‌ای تغییر دهیم که برایمان جذاب و خواستنی شوند. با این رویکرد، می‌توانیم انگیزه‌ی خود را برای انجام امور افزایش داده و به اهداف مان دست یابیم.

 

راهکارهای نوین برای تقویت انگیزه

  • ایجاد جذابیت و معنابخشی به فعالیت‌ ها: برای افزایش انگیزه، می‌توان کارها را به چالش‌ های جذاب یا بازی‌ های مهیج تبدیل کرد. همچنین، یافتن معنا و هدف در فعالیت‌ ها، اشتیاق و انگیزه را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد.
  • استفاده از محرک‌ های مثبت و تعاملات سازنده: تشویق و پاداش، به عنوان محرک‌ های مثبت، نقش بسزایی در تقویت انگیزه و تداوم تلاش‌ ها ایفا می‌کنند. تعاملات سازنده، مانند همکاری و رقابت، نیز می‌توانند انگیزه را به طور قابل توجهی افزایش دهند.
  • تصویرسازی ذهنی موفقیت: تجسم موفقیت و لذت بردن از آن، به عنوان یک تکنیک قدرتمند، می‌تواند انگیزه را برای رسیدن به اهداف تقویت کند. این تصویرسازی ذهنی، به افراد کمک می‌کند تا تمرکز خود را حفظ کرده و با اشتیاق بیشتری به سمت اهداف خود حرکت کنند.

انگیزه، نیروی محرکه‌ای است که افراد را به سوی اهداف شان سوق می‌دهد. این نیرو می‌تواند در قالب‌ های مختلف بروز یابد؛ برای مثال، پدری با تبدیل وظیفه‌ی جمع‌آوری اسباب‌ بازی‌ ها به یک بازی جذاب، فرزندانش را ترغیب به انجام آن می‌کند. معلمی با پیوند دادن دروس به علایق دانش‌آموزان، آن‌ ها را به یادگیری مشتاق می‌سازد و مدیری با ارائه‌ی پاداش و تشویق، کارکنان خود را به افزایش بهره‌وری سوق می‌دهد. تقویت انگیزه، فرآیندی مداوم و نیازمند توجه و تلاش است. این امر مستلزم شناسایی عوامل انگیزشی، ایجاد محیطی مناسب و ارائه‌ی بازخورد سازنده است. با این حال، سرمایه‌ گذاری در این زمینه، نتایج ارزشمندی را به همراه خواهد داشت و افراد را در دستیابی به اهداف شان یاری خواهد کرد.

 

5. تفویض اختیار و ایجاد فضای خودگردانی

این اصل بر واگذاری استقلال و مسئولیت به افراد در انجام وظایفشان تأکید دارد. به جای دیکته کردن نحوه انجام کارها، باید به افراد اجازه داد تا با تکیه بر توانایی‌ ها و خلاقیت خود، بهترین روش را برای رسیدن به اهداف انتخاب کنند. این رویکرد، ضمن افزایش حس مالکیت و تعهد در افراد، به شکوفایی استعدادها و نوآوری نیز کمک می‌کند. در این روش، رهبر نقش یک مربی و تسهیلگر را ایفا می‌کند. او با ایجاد فضایی امن و حمایتی، افراد را تشویق می‌کند تا از ایده‌ ها و توانایی‌ های خود استفاده کنند. همچنین، با ارائه بازخورد سازنده و فراهم کردن منابع لازم، به افراد کمک می‌کند تا در مسیر پیشرفت و یادگیری قرار گیرند. تفویض اختیار و ایجاد فضای خودگردانی، مزایای متعددی برای سازمان و افراد به همراه دارد. افزایش انگیزه و بهره‌وری، بهبود کیفیت تصمیم‌گیری‌ ها، تقویت روحیه کار تیمی و افزایش رضایت شغلی از جمله این مزایا هستند. این رویکرد، سازمان‌ ها را قادر می‌سازد تا در محیط‌ های پویا و رقابتی، عملکرد بهتری داشته باشند.

 

تفویض اختیار | کلید گشایش پتانسیل‌های نهفته

اعطای آزادی عمل به افراد، نه تنها موجب افزایش انگیزه و احساس مسئولیت‌پذیری در آنان می‌شود، بلکه زمینه‌ساز شکوفایی خلاقیت و توانمندی‌ های بالقوه آنان نیز می‌گردد. افراد با استقلال عمل، فرصت می‌یابند تا از تمام ظرفیت‌ های خود بهره‌مند شده و در نتیجه، عملکردی به مراتب مطلوب‌تر از خود به نمایش بگذارند. علاوه بر این، تفویض اختیار، با حذف نیاز به نظارت‌ های جزئی و مدیریت‌ های خرد، موجب صرفه‌جویی قابل توجهی در زمان و انرژی می‌شود. افراد با مسئولیت‌پذیری در قبال وظایف خود، به طور خودکار به سمت انجام بهینه امور حرکت می‌کنند و این امر، هم برای خودشان و هم برای سازمان، سودمند خواهد بود. در نهایت، استقلال عمل، رضایت شغلی افراد را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد. احساس ارزشمندی و اعتماد، افراد را به سازمان دلبسته کرده و احتمال ترک شغل را به حداقل می‌رساند. این امر، نه تنها به حفظ سرمایه‌ های انسانی سازمان کمک می‌کند، بلکه موجب افزایش بهره‌وری و بهبود فضای کاری نیز می‌شود.

 

توانمند سازی افراد از طریق تفویض اختیار

تفویض اختیار، فراتر از صرفاً واگذاری وظایف، به معنای اعطای “اجازه رانندگی” به افراد است. این رویکرد مستلزم شفاف‌ سازی اهداف و انتظارات، اعتماد به افراد، حمایت از آن‌ ها و ارائه بازخورد سازنده است. با این حال، تفویض اختیار به معنای رها کردن افراد به حال خود نیست، بلکه ایجاد فضایی است که در آن افراد بتوانند با استقلال عمل کرده و خلاقیت خود را به کار گیرند. در کتاب “بازنشانی”، دن هیث، نمونه‌ های متعددی از این رویکرد را ارائه می‌دهد؛ از بیماران دیالیزی که مدیریت درمان خود را بر عهده می‌گیرند تا کارمندانی که وظایف و مسئولیت‌ های خود را انتخاب می‌کنند. این مثال‌ ها نشان می‌دهند که با اعطای استقلال و اختیار به افراد، می‌توان انگیزه، عملکرد و رضایت شغلی آن‌ ها را به طور چشمگیری افزایش داد. تفویض اختیار، نه تنها به نفع افراد است، بلکه به سازمان‌ ها نیز کمک می‌کند تا از ظرفیت‌ های بالقوه کارکنان خود بهره‌مند شوند. با ایجاد فرهنگ اعتماد و توانمند سازی، سازمان‌ ها می‌توانند محیطی پویا و نوآورانه ایجاد کنند که در آن افراد به پتانسیل کامل خود دست یابند.

 

6. یادگیری را تسریع کن

در عصر حاضر، سرعت یادگیری به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است. با توجه به تحولات سریع و مداوم در تمامی عرصه‌ ها، توانایی کسب دانش و مهارت‌ های جدید در کوتاه‌ترین زمان ممکن، نقشی کلیدی در انطباق با تغییرات و دستیابی به موفقیت ایفا می‌کند. هر چه سریع‌تر بتوانیم یاد بگیریم، سریع‌تر می‌توانیم اشتباهات خود را شناسایی و اصلاح کنیم و در مسیر پیشرفت گام برداریم. یادگیری سریع، فرصت‌ های جدیدی را برای رشد و توسعه فردی و حرفه‌ای فراهم می‌کند. با تسلط بر این مهارت، می‌توانیم از فرصت‌ های پیش رو به نحو احسن استفاده کنیم، در مواجهه با چالش‌ ها انعطاف‌پذیر باشیم و به طور مداوم دانش و مهارت‌ های خود را به‌ روز نگه داریم. علاوه بر این، یادگیری سریع می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس و خودباوری نیز کمک کند. با مشاهده‌ی پیشرفت‌ های خود در یادگیری، احساس توانمندی و کارآمدی بیشتری پیدا می‌کنیم و انگیزه بیشتری برای یادگیری و پیشرفت در سایر زمینه‌ ها پیدا می‌کنیم.

 

راهکارهای تسریع یادگیری

یادگیری موثر، فرآیندی پویا و چندوجهی است که از عوامل متعددی تاثیر می‌پذیرد. دریافت بازخورد سریع و مستمر، امکان شناسایی نقاط ضعف و تلاش برای بهبود آن‌ ها را فراهم می‌کند. تمرین و تکرار مداوم، مهارت‌ های جدید را تثبیت کرده و تسلط را افزایش می‌دهد. استفاده از روش‌ های متنوع یادگیری، مانند مطالعه، مشاهده، گوش دادن و انجام دادن، یادگیری را جذاب‌تر و کارآمدتر می‌سازد. تمرکز بر نقاط قوت و بهره‌گیری از آن‌ ها، انگیزه را تقویت کرده و سرعت یادگیری را افزایش می‌دهد. ایجاد انگیزه، نقشی حیاتی در فرآیند یادگیری ایفا می‌کند. محیط یادگیری مناسب، با ایجاد تمرکز و آرامش، به یادگیری بهتر کمک می‌کند. استفاده از فناوری‌ های نوین، مانند اپلیکیشن‌ های آموزشی و پلتفرم‌ های آنلاین، امکان دسترسی به منابع آموزشی متنوع و تعاملی را فراهم می‌سازد. با به‌کارگیری این راهکارها، می‌توان فرآیند یادگیری را تسریع و اثربخشی آن را افزایش داد.

 

نمونه‌ های عملی از تسریع یادگیری

  • شرکتی که با تحلیل بازخوردهای فوری مشتریان، محصولات خود را بهینه‌ سازی می‌کند.
  • ورزشکاری که با بررسی دقیق ویدیوهای تمرینات خود، تکنیک‌ های خود را بهبود می‌بخشد.
  • دانش‌آموزی که با تمرین مستمر، مفاهیم درسی را عمیقاً درک می‌کند.

یادگیری سریع، فرآیندی پویا و مداوم است که نیازمند تعهد و پشتکار است. با این حال، با به‌ کارگیری روش‌ های مؤثر و ایجاد انگیزه‌ های درونی، می‌توان سرعت یادگیری را به طور چشمگیری افزایش داد. کلید موفقیت در این مسیر، استفاده از بازخوردها، تحلیل عملکرد و تمرین مستمر است. برای تسریع یادگیری، می‌توان از روش‌ های مختلفی مانند یادگیری فعال، استفاده از منابع متنوع و ایجاد ارتباط بین مطالب جدید و آموخته‌ های قبلی استفاده کرد. همچنین، تعیین اهداف مشخص، برنامه‌ریزی منظم و ایجاد فضایی مناسب برای یادگیری، نقش مهمی در این فرآیند ایفا می‌کنند. به یاد داشته باشید که یادگیری یک سفر است، نه یک مقصد، و هر قدم کوچک در این مسیر، شما را به اهداف تان نزدیک‌تر می‌کند.

 

دن هیث | نویسنده‌ای برجسته در حوزه تغییر و تحول

دن هیث، نویسنده‌ای شناخته شده و متخصص در زمینه ایجاد تغییرات مثبت، با تألیف آثار پرفروش در لیست نیویورک تایمز، جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان خود پیدا کرده است. او با ارائه رویکردهای نوین و کاربردی، به افراد کمک می‌کند تا در مسیر تحول فردی و حرفه‌ای خود گام بردارند. کتاب‌ های دن هیث، از جمله “ساختن برای ماندن” و “تغییر“، به بررسی عمیق فرآیند ایجاد تغییرات معنادار در زندگی می‌پردازند. او با ارائه چارچوب‌ ها و راهکارهای عملی، به خوانندگان کمک می‌کند تا موانع را شناسایی کرده و با غلبه بر آن‌ ها، به اهداف خود دست یابند. هیث با استفاده از داستان‌ ها و مثال‌ های واقعی، مفاهیم پیچیده را به زبانی ساده و قابل فهم ارائه می‌دهد. دن هیث با ارائه بینش‌ های ارزشمند و رویکردهای عملی، تأثیر قابل توجهی بر زندگی افراد در سراسر جهان داشته است. آثار او، منبع الهام و راهنمایی برای کسانی است که به دنبال ایجاد تغییرات مثبت و ماندگار در زندگی خود هستند. هیث با تأکید بر اهمیت تصمیم‌گیری‌ های آگاهانه و ایجاد محیط‌ های حمایتی، به افراد کمک می‌کند تا با اعتماد به نفس و انگیزه، به سمت اهداف خود حرکت کنند.

اشتراک گذاری:

پیمان زنگنه

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

با عضویت در خبرنامه آلفامگ، اولین نفری باشید که از تازه‌ترین اخبار فناوری، بررسی‌ها و آموزش‌های دیجیتال مطلع می‌شود!

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *